![]() |
![]() |
|
| عاشقانه |
|
آه !
باز اين دل سرگشته من ياد آن قصه شيرين افتاد: بيستون بود و تمنای دو دوست. آزمون بود و تماشای دو عشق. در زمانی که چو کبک ، خنده می زد " شيرين" ، تيشه می زد "فرهاد"! نه توان گفت به جانبازی فرهاد : افسوس، نه توان کرد ز بيدردی "شيرين" فرياد . کار "شيرين" به جهان شور برانگيختن است! عشق در جان کسی ريختن است! کار فرهاد برآوردن ميل دل دوست خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن خواه با کوه در آويختن است . رمز شيرينی اين قصه کجاست؟ که نه تنها شيرين ، بی نهايت زيباست : آن که آموخت به ما درس محبت می خواست : جان چراغان کنی از عشق کسی به اميدش ببری رنج بسی . تب و تابی بودت هر نفسی . به وصالی برسی يا نرسی! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 10:47 توسط m.amin |
|
|
اي كه مي پرسي نشان عشق چيست! عشق چيزي جز ظهور مهر نيست عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا عشق يعني مهر بي اما اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر عشق يعني دل تپيدن بهردوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 10:45 توسط m.amin |
|
|
در این روزهای سخت اندوهناک , میروم اما کجا؟
از کوچه های تنگ و نمناک زمان میگذرم اما اخر این کوچه کجاست؟ من از ان کوچه میگویم که گلها ریشه در خاک مسموم دارند ماهیان در ابهای سربی برکه می لولند هوا بس زهراگین است ساقه ها بیمار درختها بی بر ماهیها همه لب تشنه اند. پرندگان مهاجر دیگر به موطن خود باز نمی گردند اسمان شب ستاره ندارد زمستان با سپیدی بیگانه است برگ درختان پیش از خزان میریزند کسی شکوفه های گیلاس را به یاد ندارد کسی امدن بهار را باور ندارد کسی گرمای مهر را به خاطر نمی اورد خانه ها همه از جنس کاغذ بر دربهای کهنه زنجیرها بسته اند دیگر ان کفتر باز محله اسمانی برای پرواز کبوترها ندارد ان صیاد کهنه کار خلیج دیر زمانیست که صدفهایش خالی ست سلام رهگذر پیر بی پاسخ می ماند کسی اشک کودک برهنه پا را نمیبیند. کوچه بس تنگ و تاریک است! بوی نم و طاعون مشامم را می ازارد! و من همچنان که میروم تابلویی میبینم که بر ان نوشته اند: " بن بست بیگانگی" اری قرن ما قرن بیگانگیست.!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 10:44 توسط m.amin |
|
|
شهاب باران
توگل سرسبدباغ خيالم بودی
رفتی انگار که اميد محالم بودی |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 14:14 توسط m.amin |
|
|
خلوتی می خواهم از غم تا بگریم از غم مادر دو صد دریا بگریم تا بهشتم زیر پای مادر است هستی من از دعای مادر است دوست دارم با صدای مادرانه بشنوم آن قصه های کودکانه ای شفا بخش تمام دردها ا ی خدا تنها تو مگذاری مرا هستی من از دعای مادر است تا بهشتم زیر پای مادر است |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 14:13 توسط m.amin |
|
|
دلمو بردی باز از نو دیگه چی می خوای دار و ندارم مال تو دیگه چی می خوای میشین چشم به راه تو دلمو بردی باز از نو دیگه چی می خوای دار و ندارم مال تو دیگه چی می خوای |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 14:12 توسط m.amin |
|
|
گناهی ندارم ولی قسمت اینه سر از کار چشمات کسی در نیاورد که هرکی تو رو خواست یه روزی بد آورد هنوزم زمستون به یادت بهاره سر از کار چشمات کسی در نیاورد که هر کی تو رو خواست یه روزی بد آورد |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 14:11 توسط m.amin |
|
![]() به نسيمی همه راه به هم میريزد كی دل سنگ تو را آه، به هم میريزد سنگ در بركه میاندازم و میپندارم كه به اين سنگزدن، ماه به هم میريزد عشق سنگی است كه بر سنگ دگر میچينند گاه میماند و ناگاه به هم میريزد آنچه را عقل به يك عمر به دست آورده است دل به يك لحظه كوتاه به هم میريزد آه يك روز همين آه، تو را میگيرد گاه يك كوه به يك كاه، به هم میريزد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 16:45 توسط m.amin |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 16:44 توسط m.amin |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 14:21 توسط m.amin |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 14:20 توسط m.amin |
|
|
مطمئن باش و برو، ضربه ات کاری بود! دل من سخت شکست و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی به من و عشقی پاک، که پر از یاد تو بود و خیالم می گفت تا ابد مال تو بود تو برو ، برو تا راحتتر، تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 14:19 توسط m.amin |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 14:14 توسط m.amin |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 14:13 توسط m.amin |
|
|
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می افتی بر میگرده و با عجله می یاد سمت تو بدون براش عزیزی اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می خندی بر میگرده و نگات می کنه بدون واسش قشنگی اگه یکی رودیدی که وقتی داری گریه می کنی برمیگرده میاد باهات اشک میریزه بدون دوستت داره اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یه نفر دیگه حرف میزنی ترکت می کنه بدون عاشقته اگه یکی رو دیدی که وقتی داری ترکش می کنی فقط سکوت می کنه بدون دیوونته اگه یکی رو دیدی که از نبودنت داغون شده بدون که براش همه چی بودی اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون که بدون تو می میره اگه یکی رو دیدی که که بعد از رفتنت لباس سفید پوشیده بدون که بدون تو مرده اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن بدون واسه خاطر تو مرده |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم دی 1387ساعت 13:54 توسط m.amin |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
نظر یادتون نره |
| پیوندها |
|
ترفندهاي كامپيوتر سوگل خانم ليلي خانم بانگ دل دهكده عشق(2) مهتاب خانمي |
|
RSS
|